تبليغاتX
و خداوند عشق را آفرید

 

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سيب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سيب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا

خانه کوچک ما

سيب نداشت                 

                              "حميدمصدق"

    




لينك ثابت نوشته شده در ساعت 10:45 توسط .:: پریماه::.


            

 

          http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/http://sweetscentoflove.blogfa.com/

                        




لينك ثابت نوشته شده در ساعت 10:7 توسط .:: پریماه::.


چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
 من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی





لينك ثابت نوشته شده در ساعت 10:47 توسط .:: پریماه::.


تلاقی می کند چشمان پر آیینه ات با من

کمی آن سوترک چیزی میان سینه ات با من

غرورآهنگم از بی خوابی پر بار دوشینه

و سرشارم ز شوق مستی دیرینه ات با من

پریسان! روی بنما آسمانی کن نگاهم را

مکرر می شود این دلنشین دوشینه ات با من

غزل می ریزد از شور شررهای شب پیشم

جنون می بارد از هر شنبه تا آدینه ات با من

نمی بینی مرا در خش خش پاییزی خوابم

مگر در فرودین کوچه سبزینه ات با من     

 




لينك ثابت نوشته شده در ساعت 19:44 توسط .:: پریماه::.


وشما
ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید
پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت
و شما
ای چشم هایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت
و شما
ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیش ترم تا آنگاه که غایبم
پس از این مرا کمتر خواهید دید

(دکتر شریعتی)
                  



لينك ثابت نوشته شده در ساعت 11:20 توسط .:: پریماه::.

<


قالب و كدهاي جاوا > <
قالب و كدهاي جاوا > <